نظر به این که جامع بشری نیاز مبرمی به یک ایده جدید
دارد بر این شدم که مقالات خود را به صورت کتابی برشته تحریر در آورم تا شاید در
این تاریکی چراغ راه پویندگان واقعی جهان انسانی باشد. امیر رضا جمالی(علیرضا جمالی)2012.09.11
شهر کاسل آلمان
باری هم دردم
صحبت از نوع آوری است جهان سرمایه داری لجام گسیخته هر روز بفکر فرو میرود
که حقوق مردم را بنوعی کمتر کند .مثلا برای به اصطلاح بهتر کنترل کردن ترافیک ویا
برای بهتر کردن کنترل بهتر مردم در همه جا دوربین گذاشته شده تا همه را کنترل کنند
تمامی تماسهای تلفنی مردم وحتی ایمیل های مردم تحت کنترل است .این در حالی است که
تمام دول به اصطلاح دمکراتیک ودمکراسی خواه دم از حقوق انسانی میزنند .ولی در واقع
بصورت سیستماتیک حقوق انسانی مردم را در زیر زره بین قرار داده واز آن میکاهند
بجای آزادی فکری آزادی جنسی را ترویج میدهند برای بدست آوردن هر چه بیشتر سود وسود
دهی هر چه بیشتر صنایعشان کارکنان را کم میکنند.مثلا در شرکت ایکس برای اینکه سود
بیشتری به جیب سرمایه داران بزرگ شرکت سرازیر شود تعداد کارکنان را کم میکنند چون
با تعدادکمتری کارمند وکارگر همان تولید را در کارخانه ویا شرکتشان حفظ میکنند.ولی
کارگران باید بیشتر کار کنند تا بتوانند شکم سیری ناپذیر این سرمایه داران را پر
کنند.بهر حال در دنیای نو وبا برنامه ریزیهای نوین اقتصادی جهانی که میخواهند هر
روز دندانهای تیز خود را به رخ کارگران وکارمندان وزحمتکشان بنمایانند ودر انتها
برای کارکنان چیزی باقی نمی ماند جز حسرت وآه .علوم نوین انسانی را با ترویج
وبهبود برای جوامع بنیان ریزی شد
ولی چه زود در دستان سرمایه داری قرار گرفت برای سرکوب وروش شناخت نقاط ضعف
انسانها تا بتوانند بهتر انسانها را استحمار کنند
بکار گرفته شد
با درود به همه هم میهنان مهربانم
.هم میهنم یاد گرفتید چگونه مبارزه کنید فردا کاسه ها یمان را برداریم بسوی
چاههای نفت برویم وسهم نفت خویش را بدون پالایش برگیریم و روانه خانه شویم چقدر
ساده است فقط در آن سالها در هند مردم با یک دولت استعمار گر خارجی مبارزه میکردند
که خود فرسوده ودوران سلطنتشان بر جهان به افول بود چنانکه خودشان آمریکای لاتین
وبسیار کشورها را بدون مبارزه واگذار کردند. ورفتند دنبال چپاول از نوع سوم هم
میهن دیدید مبارزه چه آسان بود همچون سهراب وندا بروید در خیابان ویا در شب
چهارشنبه سوری بروید سرکوچه آتش درست کنید تا سهم نفت را گرم شده درون سینه هایتان
بنشانند.تحلیل مشخص از شرایط مشخص یعنی
اینکه آقایان مبارزات بدون خشونت تحلیل من
درآوردی نکنید اینجا نه هند است ونه رهبری پراگما دارد که مردم به دنبالش بیفتند
به سر میر حسین موسوی کروبی وهزاران زندانی سیاسی دیگر چه آمد .همه در بند میپوسند
ودر آنجا موشهای آزمایشگاهی رژیم اشغالگر اسلامی میشوند که با انواع سوزنهای آلوده
به انواع بیماری بیمار شوند وسپس به خودی خود بپوسند واز بین بروند.هم میهن کاسه
ات را بردار وبه نفت شهر برو به آغا جاری برو مسجد سلیمان برو وبه جنوب ایران برو
سهم نفت را تصفیه نشده بردار وبیار به خانه ات.آری هم میهن برو در زندان راحت تر
میتوانی زندگی کنی حداقل از پرداخت کرایه خانه ونان شب فرزندانت دیگر خبری در کار
نیست.همه مبارزه مدنی کنید بروید در زندان بنشینید. هم زندانها پر میشود وهم شما
نجات پیدا میکنید. به این میگویند مبارزه بی خوشونت بدون زحمت وآخوندها هم فرداش
جمع میکنن میرن آفریقا زندگی میکنن .این درست در حالی است که ما
نیاز داریم در جامعه بشری یک انقلاب اجتماعی نوینی راه بیندازیم اما آیا راهکارهای
گاندی یا لوتر کینگ برای جوامع کنونی
جوابگوست ؟آیا در حال حاضر با این همه رفرم ها و تجدد طلبی اجتماعی ونقدها وبرسی
های این همه دانش مند که همه در مورد یک مبارزه برای بهتر زیستن انسانها تلاش
میکنند ره بجائی میبرد؟ خوب نظر به اینکه
همه ما متاسفانه ویا خوشبختانه علامه دهر هستیم وبهتر از دیگران میفهمیم خود به خود
صدی را در راه خود بوجود می آوریم که گذشتن از آن بسیار مشکل میشود یعنی شکستن این
سد برابر است با خود شکنی یعنی ما باید برای یادگیری غرور خویش را زیر پا بگذاریم
وبرای بهتر انیشیدن تلاش کنیم دنیای انسانی که من در این مباحث به آن اشاره میکنم
دنیائی است که از تصور شاید در حال حاضر خارج باشد اما امکان پذیر است .برای یک
دنیای اتوپی مبارزه کردن مشکل است اما برای دنیائی رویائی که در آن انسانها در
برابری وآزادی زندگی کنند بسیار مشکل است .چرا؟ چون ما در جهانی میزییم که در آن
تفکراتی بسیار عقب افتاده حاکم است .برای نمونه اگر از شما کسی سوال کند بدون مقدمه میتوانید دیائی بدون داشتن پول را در مخیله
بگنجانید وتصور کنید ؟ جواب اکثر مردم این
است که پس چگونه خرید کنیم . ویا از کجا پول تهیه کنیم.؟این خنده دار نیست در
جهانی که من در همان اول سوال گفته ام
بدون پول باز هم بسیاری بدنبال پول وثروت اندوخته میگردند .مثل اینکه بگوئید روز
است وآنان ساعت خود را به عقب بکشند وبگویند نگاه کن به ساعت هنوز ساعت یک نیمه شب است .چرا ما چنین تفکراتی را
داریم؟ تصور کنید کودکی که تازه متولد
میشود در همان اوان تولد در یک فامیلی اشرافی بزرگ میشود ودرست در همان زمان هم یک کودک در یک خانواده
بسیار فقیر شانس خوشبخت شدن کدامین بیشتر
است (.در اینجا باید ذکر کنم استثنا همیشه جزعی از قاعده میباشد این هم برای کسانی
که بدنبال استثنا میگردند) معلوم این است که بچه که در خانواده مرفه بزرگ شده ترقی
بیشتری میکند تا بچه فقیر که در فلان ده از دهات شمال غربی پاکستان در دره ای که
نور خورشید روزی 4 ساعت میباشد ومیتابد
.پس باید بنشینیم وبا تحلیلهای آبکی به دنبال آسمان ریسمان کردن نباشیم. گفتم در
اول سخنم صداقت باید داشت با خودم با خودت
چون شرط اساسی این دنیای نوین صداقت عامه میباشد امین بودن مردم به خودشان.
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen