رابطه دین
ودانش در طول تاریخ چگونه بوده است؟
با توجه
به اصول تاریخی وروابط اجتماعی بشری میتوان بصورت ساده ومختصر گفت رابطه مذهب با دانش همانند دو جاده است که یکی
به شرق ودیگری به غرب میرود.ولی باید متذکر شد کسانی بوده اند که در طول تاریخ سعی
کردند پیوندی مابین دین ودانش ایجاد کنند.ولی با توجه به بینش مذهبی ودینی همیشه
بین مذهب ودانش اختلاف وجود دارد وداشته البته باید مذاهب را بر اساس آن از هم
منفک کنیم مثلا در مسیحیت یا مذهب یهود مابین مذهب ودانش فاصله زیادتری است.چون در
اسلام پس از ظهورش در ایران بسیار دانشمند اسلامی بوده اند که سعی نموده اند دین
را با علم ودانش منطبق کنند.که بعضا سعی در ایجاد نیروی ماورالطبیعه مافوق بشر
پیوند دهند ودلیل عمده آن هم نبودن دانش به سطح امروز بوده است.ناگفته نماند
دانشمندانی هم بوده اند که سعی داشته اند دانش را با دین منظورم اینجا اسلام است
را با علم منطبق کنند .واز دیدگاه ریاضی بررسی کرده اند چون مهندس بازرگان ویا
خیام که ستاره شناسی ونوجوم را بررسی میکند .ولی بهر جهت انسان با دانش بیشتر به
شک می افتد در مورد مسائل دینی وهمین شک دلیلی است بر اینکه دین با اسول دانش وعلم
تقابل زیادی دارد. وبطور کلی با هم منطبق نیستند.
اخلاق
امروز تا چه حد متاثر از دین است؟
با یک نظر
اجمالی میتوان گفت که در ادیان مختلف تفاوتهائی در اجتماعاتشان داشته همانگونه که
در اجتماعات رفتار وهنجارها متفاوت گشته اند برای نمونه در قرون وسطا یا
میانی کلیسا فروشنده بهشت بود و این یک
هنجار بود در آن زمان ونه ناهنجاری ولی اگر امروز کسی بگوید کلید بهشت میفروشد
البته در اروپا وکشورهای مترقی به او خواهند خندید وهمین موضوع هم باعث شده که بعد
از انقلاب فرانسه مذهب بصورت کامل که نه ولی تا حدودی از سیاست دوری بجوید ولی با
همه این احوال میبینیم برای پزی وژستی هم که شده رهبران بسیاری از کشورها با پاپ
ملاقات میکنند ونامبرده هم در اصول کلی سیاسی دستی دارد ودخالتی میکند.مثلا در
مورد همین بهار خزان شده عربی که پاپ پیام میدهد .ویا قیام سال 57 در ایران که
خمینی بصورت فشرده در سیاست دخالت کرد ورژیم سابق را به سقوط کشاند وپس از آن هم
ناهنجاری هائی چون اعدام وسنگسار وقصاص بعنوان هنجار به جامعه تحمیل شده
است.ناگفته نماند که برای بعضی انسانها همانگونه که متفکر قرن پیشین کارل مارکس
میگوید مثل مواد افیونی است که آنان را به خلصه میبرد . واز خود بیخودشان میکنند
چون مرتاضان ویا دراویش .ویا زمانی که افراد برای حسین به سرو روی خویش میکوبند
واز خود بیخود میشوند.البته در این موارد باید دست با عصا راه رفت چون همانگونه که
مذهب افیون است میتواند اما قدرتی تخریبی هم داشته باشد همانگونه که در زمان قرون
وسطی اتفاق افتاد و100سال جنگهای صلیبی بوجود آمد ویا در زمان جنگ جهانی دوم که
هیتلر گفت یهودیان عاملی برای قتل مسیح بودند وتا زمانی که یک کلیمی زنده است این
صلیب شکسته باقی میماند وبهمین دلیل هم صلیب را شکسته در پرچم خویش گنجاند.اخلاق
امروز با گذشته بسیار متفاوت است اما همه اینها رو بنائی است وبه وسیله تبلیغات
میتوان انسانها را کانالیزه کرد همانگونه که میبینیم.در جهان مردم را بوسیله همین
خرافات به هر کجا که میخواهند میکشند ومیبرند.وهنجارها را نا هنجار ونا هنجارها را
هنجار تداعی میکنند.البته این بحث بحث مفصلی است ودر این ستور نمی گنجد.
در گذشته
کاهنان*علما وکشیشاان*بودند وآیا درحال حاشر هم چنین هستند؟
برشت
میگوید تاریخ دوبار تکرار میشود یکبار بصورت تراژدی ویک بار به صورت کمدی.البته من
معتقدم که تاریخ بارها تکرار میشود واین انسان بسیار مغرور است برای یاد گیری
وشوربختانه همیشه از این نقطه کور ضربه میخورد.اگر بخواهیم ایران امروز را به
عنوان نمونه بررسی کنیم باید آن را به دو دوره تاریخی تقصیم کنیم ده 57 تا مرگ
خمینی وبعد از آن با قیام مردم در دهه 50 وبرقراری جمهوری اسلامی که رهبریت آن را
یک روحانی سیاسی بعهده داشت مردم به طور
ناخاسته بدور یک محور تشکل پیدا کردند وخمینی هم از آن سو استفاده اش را کرد.مثلا
در مورد جنگ نا میمون ایران وعراق او جنگ را بسیار با ارزش قلم دادکرد وجنگ را
برای اسلام ومسلمین معرفی کرد وشور بختانه تعداد بسیار زیادی از جوانان کم آگاه
ونا آگاه را با این حرف که جنگ کلید بهشت
است به تنور جنگ روانه کرد.البته باید گفت که در آن ایام شور انقلابی بر شعور
جامعه غالب بود واین برتری شور بر شعور اجتماعی دلیلی بود بر این مسئله.وباید ذکر
کرد همچنین دانش اجتماعی بصورت امروز نبود وسطح قشر تحصیل کرده ودانشگاهی ما بسیار
کم بود.اما پس از مرگ خمینی دوره جدیدی در ایران شروع میشود که با کمی باز تر شدن
فضای بسته سیاسی کشور وبوجود آمدن تشکلات دانشجوئی که خود ریشه در اسلام داشتند
وبا حکومت نیز مخالف بودند رنگ دیگری گرفت واز این زمان با بر روی کار آمدن
اینترنت وانتقال سریع اخبار واطلاعات دادها وستادهای اجتماعی رشد چشمگیری داشت
بدان گونه که تبادل اطلاعات بصورت بالائی به آگاهیهای مردم افزود ومردم را هشیار
تر کرد واین دوره دوره باز پروری ویا رشد اجتماعی وعلمی جامعه بود بهمین دلیل هم
فاصله بین سطح روشن فکر ورژیم زیاد گردید که خود عاملی شد تا مردم بصورت خزنده
برای رسیدن به اهدافشان با هر وسیله وهرکسی دست انداختند تا خرداد سال 88 که در
انتخابات به اوج خودش رسید ونشان داد که مردمی که حتی زیر آموزش وپرورش اسلامی
بوده اند هم خواهان تغیرات اساسی در درون نظام ویا سقوط نظام هستند.واین نشان
میدهد که قشر جوان وآگاه وفعال اجتماع از هر ابزاری برای جدا شدن دین از سیاست
استفاده میکند .که این مهم با رشد روز افزون اطلاع رسانی بصورت یک حرکت رو بجلو ولی
خاموش هنوز در حال انجام شدن است.ومردم از آموزگاران متحجر خویش فاصله گرفته اند
یعنی خواهان اینند که دست مذهب را از زندگی مردم وخودشان کوتاه کنند.بهر حال امروز
روز افول اسلام در ایران است هر چند که حکومتش اسلامی است یعنی با رفتن این جمهوری
اسلام هم به گوشه پستوها خواهد روفت ودر انبارها خاک خواهد خورد.ویا حداقل آن این
است که فقط در چهار چوب حوزه ها باقی خواهد ماند وحق دخالت در سیاست را نخواهد
داشت.ومردم روز بروز مذهب وخصوصا اسلام را به مسخره میگیرند واز آن فقط فکاهیاتی
میسازند که بعضا بسیار خفن ویا اکسترم میباشد .البته استاد گرامی باید ببخشید که
من در حضور شما چنین گستاخی میکنم شما خود به از من می دانید.
موضوع
انشا را هم درهمین صفحه خواهم آورد.فرهنگ بهداشت متاثر از چه چیزی است مذهب یا
دانش؟
باید با یک نگاه اجمالی به چند مسئله توجه داشت 1.
بهداشت در زمان حال یا در زمانهای
گذشته؟در کتب قدیمی ویا علمی پزشکی سابق
متخلص به ابو علی سینا فیلسوف ودانشمند ایرانی که در علم پزشکی نبوغی خواص داشته
چون مردم آگاهی وسطح دانششان بسیار اندک بوده چاره ای نداشته که برای عوام بعضی
قضایا را بر حرام بودن ویا نجاست بودن
بنویسد ویا در کتابهای بعضی از دانشمندان گذشته بدین گونه نگاشته شده است.اما با
پیشرفت اجتماع ونهادینه شدن علم ودانش وجدائی دین ودانش در کشورهای صنعتی وانقلاب
فرانسه وکارهای آکادیمیک برای هر چیز که بیماری شناخته میشد جوابهای علمی پیدا شد
وبهمین دلیل هم علم پزشکی نوین بنیان گذاشته شد.بدین گونه علم ثبوتی ثابت کرد
بیماریها نه بدلایل حرام بودن ویا حلال بودن است بلکه اساس آنها میکروبها ویا
ویروسها هستند.وباز همه اینها به اجتماعات و کشورهای متفاوت است برای نمونه در
کشورهای اسلام زده بر اساس نجاسات وحرام وحلال ها میباشد.2 موقعیت های اجتماعی
اقشار وآموزش همانگونه که گفتم در بالا موقعیتهای جوامع بشری بسیار موثر است در یک
جامعه روشن فکر صد درصد که نه ولی نود هشت درصد به دانش پزشکی مراجعه میشود ولی در
جوامع عقب افتاده جادوگران ویا رمالها وطبیبانی که همه با اساس مذهبی کار میکنند مردم
را مداوا میکنند ودر آخر هم میگویند به خدا ارتباط دارد. یعنی اینکه در کشورها
وجوامعی که آموزش کافی ندارند مردم بیشتر به عناوین مختلف از سمت مذهب تحت تاثیر
قرار میگیرند.ونااگاه ماندن اجتماعات باعث رسوخ غیر واقعیتها ورسوخ مذهب در ارکان
زندگی مردم میشود وبهداشت شخصی هم توسط مذهب دستور داده میشود.واستاد گرامی چون من
بیشتر حراف هستم تا نوشتار اگر توانستم برای شما یک فایل صوتی درست میکنم ومی
فرستم.
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen